تبليغاتX
gigilche
خاطرات یانا دختر قشنگ مامان
سلام سلام صد تا سلام.  یانا طلا برگشته .. این مدت که نبودم دلم واستون یه ذله شده.. کجایید ..

بچه هاجونم من الان تو شیش ماهم. یکم موهام بیشتر شده یادتونه همش غصه میخوردم چرا کچلم حالا بهتر شدم...

الان چند روزه دارم شیر خشک هم میخورم تا زودتر تپلی بشم...

من انشگتای دستمو میخورم.. یه عالمه حرفای نا مفهموم میزنم. تازه بابام زبون منو میفهمه با زبون من باهام حرف میزنه.

خوب بزارید یکم از خودم براتون عکس بزارم بعدا خاطراتم رو مینویسم.....

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 16:4  توسط فهیمه  | 

سلام یانا دوباره اومده.هورا

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 14:29  توسط فهیمه  | 

Image and video hosting by TinyPic سلام. من یانا سه ماه دارم. میبینین چقدر خانم شدم.گوشامم سوراخ کردم .دیگه می تونم گوشواره های خوشگل بزارم گوشم.دیگه مامانمو زیاد اذیت نمیکنم.مامانم میگه خیلی شبیه بابامم. البته قراره عکس کوچیکیهای بابایمو بزاره تو وبلاگم تا شما هم ببینین چقدر شبیه بابامم. نمی دونم چرا موهام در نمیاد.  همش فکرم مشغوله. هی با خودم میگم چرا مامانی یه عالمه مو داره ولی من ندارم.مامانم میگه یانا طلای من جیگره. موهم در میاری دخترم. از مامانم بیشتر عزیزم.چه می دونم همش منتظرم. خودمونیما انتظار چقدر سخته.بگذریم. اهان راستی دلم برای بابا بزرگم که تو مکه هستش خیلی تنگ   شده .می خوام بگم بابا بزرگ جون دوست دارم هزار تا.پس اخه کی میایی. هم دلم برای خودت تنگ شده هم برای سوغاتیهات .برام یه عالمه چیزای خوشگل بخر خوب.دوستای خوب من خیلی دوستون دارم. دیدید منم دیگه بزرگ شدم و خودم وبلاگمو  مینویسم البته با کمک مامان فهیمه. من میرم ولی دوباره میام با یه عالمه عکسای خوشگل. Image and video hosting by TinyPic .Image and video hosting by TinyPic  Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic 















Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 18:6  توسط فهیمه  | 

سلام بچه ها من دوباره اومدم. دیروز دو ماهه شدم. امروزم رفتم واکسن زدم. انقدر درد داشت که نگو. کلی گریه کردم. مامانیم تو خونه برام حوله و یخ گذاشت تا دردم اروم بشه ولی یکم تب کردم. خدا می دونه دردم تا کی ادامه داشته باشه برام دعا کنین خوب. راستی  شما خوبین ؟ماماناتونو که اذیت نمی کنین. افرین دوستای خوب. منم مامان و کم اذیت می کنم. راستی مامانم منو می خواد ببره مسافرت خونه ی مامان باباش. وای می دونم خیلی خوش می گذره. اخ جون. بچه ها من دوباره میام. منو یادتون نره. بای بای.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 14:28  توسط فهیمه  |